
گفتگوی حسین ابراهیم آبادی با خبرنگار ایرانآنلاین درباره تأثیر جنگ بر ساختار و محتوای آموزش عالی، الزامات دانشگاه پساجنگ و نقش دانشجویان در این تحولات
به گزارش روابطعمومی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم خبرنگار گروه اندیشه ایرانآنلاین روز یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ به گفتگو با دکتر حسین ابراهیمآبادی نشست که این گقتگو به شرح ذیل است.
جناب دکتر ابراهیمآبادی، این دو جنگ تحمیلی اخیر، آیا نظام آموزش عالی ایران را در سطح ساختار یا محتوا متأثر خواهد کرد؟
قابل انکار نیست که در شرایط جنگی، بسیاری از اولویتهای حیات اجتماعی و امور معمول جامعه مانند امور فرهنگی، هنری و دانشی به حاشیه رانده میشود. دانشگاه در موقعیت جنگ، بیشک در روابط و مناسبات دچار اختلال میگردد؛ چرا که امر دانشورزی اساساً در شرایط نرمال میسر است و نهاد علم، نه تنها با مخاطرات، بلکه با تکانهها و تغییرات سریع و پردامنه نیز روبهروست. با این حال، با فرض تداوم جنگ، دانشگاه میتواند نقشهای جدیدی را بپذیرد؛ برای نمونه، ایفای نقش در کاهش تنشها و تعارضات در ساختار اجتماعی و مشارکت فکری در جهت افقگشایی برای حکمرانی کارآمد و ایدهپردازی برای مدیریت و خروج عقلانی از جنگ.
در پساجنگ، دانشگاه چگونه میتواند از نقش واکنشی فراتر رفته و به نهاد ایدهپرداز برای حکمرانی کارآمد و بازسازی آینده تبدیل شود؟
در رخداد بزرگی مانند جنگ، به دلیل شرایط خاص ناشی از مواجهه با دشمن، آینده آنگونه که باید در پیش چشم قرار نمیگیرد. در این میان، از دانشگاه انتظار میرود علاوه بر همدلی و همکاری در شرایط جنگ، درباره آینده پساجنگ ایدهپردازی کند و در موقعیتهای ویژه به کمک حکمرانی و دولت بیاید. در نهایت، دانشگاهیان به عنوان نیروهای پیشگام در عرصه روشنگری، وظیفه دارند در میانه جنگ، میدانهای بازی جدیدی را معماری و معرفی کنند و ایدههای مؤثر و پیشدستانه را به عنوان سرمشق به نظام تصمیمگیری ارائه دهند.
تجربه تاریخی کشورها نشان میدهد که دانشگاهها پس از بحرانهای بزرگ دچار دگرگونی میشوند. به نظر شما دانشگاه در پساجنگ، چه تحولاتی را باید دنبال کند؟
ایران در شرایط عادی درگیر جنگ نشده است. شرایط پیش از جنگ و تعارضاتی که جامعه دانشگاهی در دی ماه ۱۴۰۴ تجربه کرد، شدت تفاوتهای نگرشی، احساسی و رفتاری دانشجویان را به نمایش گذاشت. در عین حال، اجتماع دانشگاهی و بدنه دانشجویی در جریان دفاع (جنگ تحمیلی) سوم، حول محور مفاهیم میهنی، پرچم و نمادهای دینی، با دگرگونیهای ذهنی و نگرشی قابل ملاحظهای روبهرو شده است که به نظر میرسد زمینهساز تغییراتی در نگرشهای گروهی دانشجویان باشد؛ نتایجی که باید در دوران پساجنگ در دانشگاه منتظر مشاهده آنها بود. از این رو، الگویی که دانشگاه باید دنبال کند، نقش مفاهمه میان گروههای مختلف دانشجویی در سطح دانشگاه و پیشگامی در مشارکت فکری در سطح ملی و حل مسائل کلیدی در سطوح تصمیمسازی است.
تقویت «دانشگاههای مسألهمحور» چقدر میتواند ما را از بحرانهای ناشی از جنگ تحمیلی گذر دهد؟
دانشگاه در همه شرایط باید کارکرد علمی خود را حفظ کند. در زمانه جنگ، دو انتظار اصلی از دانشگاه وجود دارد: اول اینکه فرآیند آموزش دچار تعطیلی نشود و دوم اینکه دانشگاه از طریق زبان علم، به خدمت به جامعه برخیزد. رسالت اصلی در این میان، نقش پیشگام و پیشرو دانشگاه در «توصیف»، «تحلیل» و «پیشبینی» آینده با بهرهگیری از ظرفیتهای علوم انسانی و سایر علوم است تا بتوان از بحران عبور کرد.
در فرآیند این مأموریت جدید، نقش و سهم دانشجویان چیست؟
نقش دانشجویان در میانه جنگ، همکاری به عنوان یک جریان جوان و پیشرو در مسیر کاهش آسیبهای وارده بر مردم است. آنها باید مسئولیت اخلاقی و عاملیت خود را در کاهش تنشهای فکری میان جریانهای متنوع دانشجویی و جامعه بپذیرند تا خود به عامل اصلی تحول تبدیل شوند.
بــــرش
اگر بخواهید سه اقدام فوری و عملی برای آغاز تحولات دانشگاه پساجنگ پیشنهاد دهید، چه خواهد بود؟
نخست، برداشتن گامهای مسئولانه نظام آموزش عالی در قبال آموزشهای مبتنی بر فضای «سایبر-فیزیکال»؛ شامل ایجاد نظام آموزش الکترونیکی و حمایت از نظام پشتیبان محتوا و تولید درسنامههای الکترونیکی است. این اقدامات نباید با تأخیر همراه شوند. گام دوم، ایجاد سازوکاری فوری برای مستندسازی و گزارش از اتفاقات مربوط به دانشگاههای آسیبدیده از جنگ؛ از جمله گزارش دقیق از بار مالی، معنوی، فناوری و اطلاعاتی ناشی از صدمات وارده بر مراکز علمی در سطح ملی و بینالمللی است و گام سوم، بهرهگیری حداکثری از ظرفیتهای فکری، مطالعاتی و دانشی دانشگاهها، استادان و محققان در جهت افقگشایی برای آینده پساجنگهای تحمیلی است.
|