.jpg)
صدونودمین نشست از سلسله نشستهای تخصصی سوانح طبیعی با حضور ۳۰۰ نفر از متخصصین و علاقمندان بهصورت حضوری و برخط با همکاری مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم و مؤسسه پژوهشی سوانح طبیعی برگزار شد.
به گزارش روابطعمومی مؤسسه مطالعات فرهنگی واجتماعی وزارت علوم نشست «خانواده در سایه جنگ عاملیت زنان در گذار از بحران به تاب آوری» با همکاری مؤسسه پژوهشی سوانح طبیعی با سخنرانی محمدتقی کرمیقهی استاد دانشگاه علامه طباطبائی و رئیس مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی و لیلا اردبیلی عضو هیئت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی و با حضور ۳۰۰ نفر از متخصصین و علاقمندان در روز چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ برگزار شد.
محمدتقی کرمی در این نشست با اشاره به «آبشار فاجعهها» برای توصیف جنگ، اظهار کرد که جنگهای معاصر مجموعهای از بحرانهای همزمان از جمله ناامنی، اختلال در روابط اجتماعی، قطحی، فشارهای اقتصادی و افزایش خشونت را در بر میگیرند. به گفته وی، اگرچه در جنگهای مدرن ممکن است ظاهر زندگی روزمره کمتر دچار اختلال آشکار شود، اما نوعی هراس فراگیر و پنهان شکل میگیرد که نظم عادی زندگی را بهطور عمیق تحت تأثیر قرار میدهد. وی همچنین به پدیده «سکونتگاه دوم» اشاره کرد و توضیح داد که جابهجاییهای موقت و زیست در شرایط تعلیق، خود نشانهای از برهم خوردن نظم معمول زندگی است.
استاد دانشگاه علامه طباطبائی در ادامه با طرح مفهوم «وقفه» در شرایط فاجعه، بیان کرد که بحران موجب گسست در نظم پیشین و شکلگیری نظمی موقت و ناپایدار میشود. این استاد دانشگاه تأکید کرد که در این وضعیت، گروههایی که پیشتر در حاشیه قرار داشتند، بهویژه زنان، به مرکز ایفای نقش منتقل میشوند؛ نه لزوماً بهدلیل ویژگیهای ذاتی، بلکه بهواسطه فروپاشی نظم قبلی و ناتوانی برخی بازیگران در انطباق با شرایط جدید. به گفته کرمی، عاملیت زنان در چنین شرایطی تا حدی ناشی از آن است که آنان کمتر در وضعیت «ازخودبیگانگی» قرار دارند و ارتباطشان با خود، دیگران و محیط پیرامون، طبیعیتر و مبتنی بر مناسبات فرهنگی است؛ امری که امکان تصمیمگیری سریع و کنش مؤثر را در شرایط بحرانی فراهم میکند.
رئیس مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم در بخش پایانی صحبتهای خود با اشاره به شباهتهای جنگ ۱۲روزه و جنگ اخیر، به یک تفاوت مهم اشاره کرد و آن فرسودگی جامعه در پی انباشت پیامدهای جنگ ۱۲روزه بود. وی با طرح مسئله تداوم و طولانیشدن بحران، نسبت به فرسودگی خانوادهها، بهویژه زنان، هشدار داد و خاطرنشان کرد که در شرایطی که «وقفه» به وضعیت پایدار تبدیل میشود، فشار مضاعفی بر زنان وارد شده و حتی ممکن است از میزان عاملیت آنان کاسته شود. کرمی تأکید کرد که تحلیل تابآوری خانواده بدون توجه به نسبت میان زنانگی و مردانگی و بازاندیشی در نظمهای اجتماعی ممکن نیست. همچنین بر اهمیت روایتهای زنانه از بحران تأکید کرد و اظهار داشت که قرار دادن زنان در مرکز روایت، نهتنها به فهم عمیقتر تجربه جنگ کمک میکند، بلکه میتواند زمینهای برای بازسازی نظم اجتماعی و بهبود وضعیت پس از بحران فراهم آورد.
لیلا اردبیلی به بازتعریف مفاهیم «بحران» و «تابآوری» از منظر انسانشناسی شناختی پرداخت و تأکید کرد که بحران صرفاً پدیدهای بیرونی مانند جنگ یا فروپاشی اقتصادی نیست، بلکه زمانی عمیقتر میشود که به درون افراد نفوذ کرده و موجب گسست در چارچوبهای معنایی و ذهنی آنان شود. به گفته وی، آنچه در بحران فرو میریزد، تنها نظم بیرونی نیست، بلکه پیشبینیپذیری و معنا در زندگی روزمره نیز دچار اختلال میشود. اردبیلی در ادامه، تعریف رایج تابآوری بهعنوان «بازگشت به وضعیت پیشین» را ناکافی دانست و تصریح کرد که در بسیاری از موارد، بازگشتی در کار نیست؛ بنابراین تابآوری باید بهعنوان توانایی «معناسازی جدید» در شرایط دگرگونشده در نظر گرفته شود.
عضو هیئتعلمی موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی اردبیلی با تأکید بر نقش نهاد خانواده، خاطرنشان کرد که این معناسازی بیش از آنکه در سطح سیاستهای کلان رخ دهد، در بستر زندگی روزمره و تعاملات خانوادگی شکل میگیرد. این عضو هیئتعلمی در ادامه به نقش زنان در این فرایند پرداخت و بیان کرد که آنان، بهواسطه جایگاه اجتماعی خود، اغلب در مرکز بازتولید و تنظیم زندگی روزمره قرار دارند؛ هرچند این نقش نه ذاتی، بلکه محصول ساختارهای اجتماعی است. به گفته وی، نقش زنان در بحران فراتر از مراقبت صرف است و آنان بهعنوان میانجیهای شناختی، از طریق بازتعریف واقعیت، روایتسازی و حفظ نظمهای روزمره، شرایط را برای خانواده قابل تحمل میکنند.
اردبیلی همچنین به نقش زنان در تنظیم هیجانات جمعی اشاره کرد و افزود که مدیریت ترس و اضطراب در خانواده، از طریق گفتوگو، شوخی کردن، بغل کردن، قصهگویی و ایجاد احساس امنیت، از کارکردهای مهم آنان در بحران است. وی «روایتسازی» را از مهمترین سازوکارهای معناسازی دانست که به افراد، خصوصا کودکان، کمک میکند رویدادهای بحرانی را در قالبی منسجم و قابل فهم درک کنند. اردبیلی در پایان با تأکید بر پرهیز از نگاه رمانتیک به این نقشها، خاطرنشان کرد که این مسئولیتها بار روانی سنگینی بر دوش زنان میگذارد و لازم است مسئولیت تابآوری در خانواده بهعنوان وظیفهای جمعی میان همه اعضا توزیع شود.